ترجمه "hartia" به فارسی
کتف, دوش, شانه بهترین ترجمه های "hartia" به فارسی هستند.
hartia
noun
دستور زبان
-
کتف
noun -
دوش
nounTaikuuden aikaan myyttien maassa - suuren kuningaskunnan kohtalo lepää nuoren miehen harteilla.
در سرزمين افسانه و دوران جادو سرنوشت يک پادشاهي بزرگ بر دوش مرد جواني گذاشته شد.
-
شانه
nounIhmisillekin oli ikeitä: yksinkertaisia harteilla kannettavia tankoja, joiden kumpaankin päähän kiinnitettiin kuorma.
این یوغها تیرهای چوبی سادهای بودند که با باری که بر هر دو سر آن بسته میشد، روی شانهها حمل میگشت.
-
کول
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hartia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hartia"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن