ترجمه "ilmeinen" به فارسی
اشكار, اشکار, انگشت نما بهترین ترجمه های "ilmeinen" به فارسی هستند.
ilmeinen
adjective
دستور زبان
-
اشكار
adjective -
اشکار
adjective -
انگشت نما
adjective
-
ترجمه های کمتر
- محسوس
- مسلم
- مصمم
- معلوم
- نشاندار
- گشاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ilmeinen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن