ترجمه "istumapaikat" به فارسی

جا, محل استقرار بهترین ترجمه های "istumapaikat" به فارسی هستند.

istumapaikat
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • جا

    noun p

    Eräässä konventissa yleisönpalvelija auttoi erästä avioparia löytämään istumapaikan.

    یقیناً. در یک کنگره، متصدی انتظامات به زن و شوهری در یافتن جا یاری رساند.

  • محل استقرار

    noun p
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " istumapaikat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "istumapaikat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "istumapaikat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه