ترجمه "istuttaa" به فارسی

کاشتن, جاسازی کردن, جای دادن بهترین ترجمه های "istuttaa" به فارسی هستند.

istuttaa verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاشتن

    verb

    Lasten kasvattaminen ei ole helppoa, ja vaaditaan enemmän kuin viikoittaisia opetustuokioita, jotta heihin voidaan istuttaa halu palvella Jehovaa.

    تربیت فرزندان کاری دشوار است و برای کاشتن بذر خدمت به یَهُوَه در دلشان باید کاری بیش از مطالعهٔ هفتگی انجام داد.

  • جاسازی کردن

    verb
  • جای دادن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " istuttaa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "istuttaa"

عباراتی شبیه به "istuttaa" با ترجمه به فارسی

  • جایگیر ساختن · فرو کردن · پا گذاشتن · پایمال کردن
اضافه کردن

ترجمه های "istuttaa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه