ترجمه "julma" به فارسی
محريب, بد, بیرحم بهترین ترجمه های "julma" به فارسی هستند.
julma
adjective
دستور زبان
-
محريب
adjective -
بد
adjectiveTällaiset säännöt johtivat spitaalisten julmaan kohteluun.
این قوانین موجب شده بود که مردم رفتاری بد با جذامیان داشته باشند.
-
بیرحم
adjectiveHän vaikuttaa heistä käsittämättömältä, etäiseltä ja jopa julmalta.
از دید آنان خدا خشک، بیرحم و سنگدل یا وجودی غیرقابل درک است.
-
ترجمه های کمتر
- خشمناک
- سبع
- ظالم
- مخوف
- موحش
- وحشتناک
- وحشی
- وحشیانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " julma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن