ترجمه "jumala" به فارسی
بغ, خدا, خُدا بهترین ترجمه های "jumala" به فارسی هستند.
jumala
noun
دستور زبان
-
بغ
noun -
خدا
nounMeidän on pidettävä ”Jumalan tuntemusta” kuin ”hopeana” ja kuin ”kätkettyinä aarteina”.
آری، باید «معرفت خدا» را به چشم «نقره» و «خزانههای مخفی» نگاه کنیم.
-
خُدا
properJos olet pappi, niin mistä jumalasta pidät eniten?
اگه تو یه کشیشی کدوم خُدا رو میپرستی ؟
-
ترجمه های کمتر
- بت
- جاوید
- جاویدان
- فنا ناپذیر
- معبود
- یزدان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jumala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Jumala
proper
دستور زبان
-
خدا
proper1|kristinuskon, juutalaisuuden tai islamin jumalakäsitteen Jumala
Meidän on pidettävä ”Jumalan tuntemusta” kuin ”hopeana” ja kuin ”kätkettyinä aarteina”.
آری، باید «معرفت خدا» را به چشم «نقره» و «خزانههای مخفی» نگاه کنیم.
-
خداوند
properAlussa Jumala loi taivaan ja maan.
در ابتدا خداوند بهشت و زمین را آفرید.
-
آغازنده
-
ترجمه های کمتر
- آمرزگار
- xoda:
- xoda:vand
- الله
- خُدا
- خُداوَند
عباراتی شبیه به "jumala" با ترجمه به فارسی
-
پسر خدا
-
دوازده خدای المپنشین
-
خدا را شکر
-
خدا دانستن
-
لعن ونفرین
-
عملیات خشم خدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن