ترجمه "kassi" به فارسی

کیسه, کیف, ساک بهترین ترجمه های "kassi" به فارسی هستند.

kassi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیسه

    noun

    Pane se kassiin ja jätä jonnekin!

    بذارش تو کیسه و یک جا بذارش

  • کیف

    noun

    Lopulta hän piteli kädessä tyhjää kassia ja sanoi: ’Huomaatteko?

    در آخر کیف خالی را به ما نشان داد و با لبخندی گفت: ‹میبینید؟

  • ساک

    noun

    Haluamme sinun laittavan rahat kassiin ja antavan sen pojallesi.

    پولو تو يه ساک بزاريد و بديد به پسرتون

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kassi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kassi" با ترجمه به فارسی

  • سنا
  • تحویلدار · صندوقدار · قلک
اضافه کردن

ترجمه های "kassi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه