ترجمه "kasvi" به فارسی
گياه, گیاه, الهه گل بهترین ترجمه های "kasvi" به فارسی هستند.
kasvi
noun
دستور زبان
-
گياه
nounTämä kasvi poistaa formaldehydejä ja muita helposti haihtuvia kemikaaleja.
و اين گياه بخصوص فرمالدئيدها را از ميان ميبرد و ديگرمواد شيميايی مضر را.
-
گیاه
nounJoonan ilo oli kuitenkin lyhytaikainen, sillä tuo kasvi kuihtui nopeasti.
لیکن شادی یونس طولی نینجامید و اندکی بعد، آن گیاه خشک شد.
-
الهه گل
noun
-
ترجمه های کمتر
- بوته
- سبزی
- کارخانه
- گیا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kasvi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kasvi"
عباراتی شبیه به "kasvi" با ترجمه به فارسی
-
تومور · غده · ورم
-
بوته
-
گیاهان پایا
-
گیاه یک ساله
-
سبزه · گلخانه · گیاهان سبز
-
دوساله
-
گیاهان
-
بادوام بودن · دوام یافتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن