ترجمه "katsoa" به فارسی
دیدن, دیدَن, پاییدن بهترین ترجمه های "katsoa" به فارسی هستند.
katsoa
verb
دستور زبان
-
دیدن
verbSeuraavassa vaiheessa perheväkivaltakuviossa otetaan esiin väkivallan uhka ja katsotaan miten nainen reagoi.
گام بعدی در الگوی خشونتهای خانوادگی تهدید به خشونت و دیدن اینکه او چگونه واکنش نشان میدهد است.
-
دیدَن
-
پاییدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بین
- تماشاکردن
- نگاهکردن
- نگاه کردن
- نگریستن
- آوازه داشتن
- ارجمند شمردن
- تماشاچی بودن
- دانستن
- شهرت داشتن
- فرض کردن
- لایق دانستن
- مشاهده کردن
- مقرر داشتن
- نظاره کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " katsoa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "katsoa" با ترجمه به فارسی
-
لوچ بودن
-
نگاه کردن
-
مراقب · ناظر
-
بین · دیدَن
-
خیره نگاه کردن
-
چپ چپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن