ترجمه "katsoja" به فارسی
مراقب, ناظر بهترین ترجمه های "katsoja" به فارسی هستند.
katsoja
noun
دستور زبان
-
مراقب
noun pMutta Elena on täällä ja katson hänen peräänsä.
ولي الينا اينجاست ، من بايد مراقب الينا باشم.
-
ناظر
noun p
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " katsoja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "katsoja" با ترجمه به فارسی
-
لوچ بودن
-
نگاه کردن
-
بین · دیدَن
-
خیره نگاه کردن
-
آوازه داشتن · ارجمند شمردن · بین · تماشاچی بودن · تماشاکردن · دانستن · دیدن · دیدَن · شهرت داشتن · فرض کردن · لایق دانستن · مشاهده کردن · مقرر داشتن · نظاره کردن · نگاه کردن · نگاهکردن · نگریستن · پاییدن
-
چپ چپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن