ترجمه "kokata" به فارسی
پخت و پز, پختن, آشپزی بهترین ترجمه های "kokata" به فارسی هستند.
kokata
verb
دستور زبان
-
پخت و پز
tai seeprapuu, mutta sellaiseen paikkaan, missä ei kokata.
يا چوبي اما روي اونا نميتوني پخت و پز کني
-
پختن
verb -
آشپزی
nounTänään on minun vuoroni kokata.
آخه امشب نوبت من بود که آشپزی کنم
-
ترجمه های کمتر
- حاضر کردن
- مهیا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kokata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kokata" با ترجمه به فارسی
-
کاکائو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن