ترجمه "koko" به فارسی
تمام, اندازه شکل, حد بهترین ترجمه های "koko" به فارسی هستند.
koko
adjective
noun
دستور زبان
Kaikki mukaanlukien.
-
تمام
adjectiveOlin koko päivän allapäin.
تمام روز احساس افسردگی میکردم.
-
اندازه شکل
noun -
حد
nounKoskaan aikaisemmin koko maailman moraali ei kuitenkaan ole ollut yhtä rappeutunutta kuin nykyään.
دنیا به اندازهٔ امروزه تا این حد افت اخلاقی نداشته است.
-
ترجمه های کمتر
- قامت
- قد
- قدر وقیمت
- قطع
- مقدار
- نسبت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koko " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "koko" با ترجمه به فارسی
-
انجمن
-
تاشو
-
توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · کوه · کوهستان · کوهستانی
-
از همه جهت · بسیار · تماما · جمیع · سراسر · هرگونه · همه چیز · همگی · یکسره
-
بخیه زدن · خیاطی کردن · دوختن
-
درشت نوشتن
-
ملی شدن · ملی کردن
-
تغییر اندازه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن