ترجمه "kokonaan" به فارسی
از همه جهت, بسیار, تماما بهترین ترجمه های "kokonaan" به فارسی هستند.
kokonaan
adverb
-
از همه جهت
adverb -
بسیار
adverbTämä teki suuren vaikutuksen Kyproksen korkeimpaan hallintomieheen, joka kuuli koko keskustelun.
والی قبرس که به گفتگوی آنان گوش میداد، بسیار تحت تأثیر سخنان پولُس قرار گرفت.
-
تماما
adverbTarkoitan, muuten olisin kokonaan kaverisi kimpussa.
يعني ، وگرنه ، من تماما پيش دوستت بودم
-
ترجمه های کمتر
- جمیع
- سراسر
- هرگونه
- همه چیز
- همگی
- یکسره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kokonaan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kokonaan" با ترجمه به فارسی
-
اندازه شکل · تمام · حد · قامت · قد · قدر وقیمت · قطع · مقدار · نسبت
-
انجمن
-
تاشو
-
توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · کوه · کوهستان · کوهستانی
-
بخیه زدن · خیاطی کردن · دوختن
-
درشت نوشتن
-
ملی شدن · ملی کردن
-
تغییر اندازه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن