ترجمه "kuriton" به فارسی

بی انتظام, خودسر, سرکش بهترین ترجمه های "kuriton" به فارسی هستند.

kuriton adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی انتظام

    adjective
  • خودسر

    adjective

    Missä olet, senkin kuriton kaakki?

    کجايي ، اسب خودسر ؟

  • سرکش

    adjective

    Aivan kuten kuriton lapsi voi tuottaa paljon tuskaa vanhemmilleen, kapinalliset israelilaiset ”tuottivat tuskaa Israelin Pyhälle” (jae 41).

    همانطور که فرزندی نامطیع، دل والدین خود را آزرده میسازد، اسرائیلیان سرکش نیز «خدای مقدّس اسرائیل را آزردند.» — مزمور ۷۸:۴۱، مژده برای عصر جدید.

  • ترجمه های کمتر

    • غوغایی
    • منحرف
    • نافرمان
    • پرهیاهو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kuriton " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kuriton" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه