ترجمه "kurja" به فارسی

بد ظاهر, بدبخت, رقت انگیز بهترین ترجمه های "kurja" به فارسی هستند.

kurja adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بد ظاهر

    adjective
  • بدبخت

    adjective

    Tein elämäni jatkuvasti kurjaksi epäilemällä kaikkea, mitä Mark teki.

    با مشکوک بودن به هر کاری که مارک انجام میداد، به بدبخت کردن زندگیم ادامه دادم.

  • رقت انگیز

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • زشت
    • منفور
    • نفرت انگیز
    • پست
    • کثیف
    • کمبود ویتامین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kurja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kurja" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kurja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه