ترجمه "kuuluva" به فارسی
الحاقی, رسا, مسموع بهترین ترجمه های "kuuluva" به فارسی هستند.
kuuluva
adjective
verb
دستور زبان
-
الحاقی
adjective -
رسا
adjectiveVaikka valtakunnansalissa olisi vastausmikrofonit, on niihinkin puhuttava selvästi ja riittävän kuuluvasti.
اگر در جماعتتان حضار برای پاسخ دادن طی جلسات از میکروفون استفاده میکنند، هنوز لازم است شمرده و با صدایی رسا صحبت کنند.
-
مسموع
adjectiveJa sinä päivänä’, lausuu Jehova, ’on kuuluva huuto Kalaportilta ja parkuminen toisesta kaupunginosasta ja suuri ryske kukkuloilta.
و خداوند میگوید که در آن روز صدای نعرهای از دروازهٔ ماهی و وِلوِلهای از محلّهٔ دوّم و شکستگی عظیمی از تلّها مسموع خواهد شد.
-
ترجمه های کمتر
- کمکی
- یاور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuuluva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kuuluva" با ترجمه به فارسی
-
همنوع
-
سزاوار سرزنش
-
کارگر
-
حرف خود را زدن
-
سوسنی شکل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن