ترجمه "kuunnella" به فارسی
گوش دادن, گوش کردن, شنیدن بهترین ترجمه های "kuunnella" به فارسی هستند.
kuunnella
verb
دستور زبان
-
گوش دادن
verbAjan mittaan jotkut noista enkeleistä alkoivat kuunnella Saatanaa.
به مرور زمان بعضی از این فرشتگان شروع به گوش دادن به شِیطان کردند.
-
گوش کردن
verbTavastasi kuunnella häntä hän voi aistia, missä määrin kunnioitat häntä – vai kunnioitatko ollenkaan.
از نحوهٔ گوش کردن شما، همسرتان متوجه میشود تا چه حد به او احترام میگذارید.
-
شنیدن
verbMinun ei ollut helppo kuunnella sellaista, vaikka olinkin iloinen heidän puolestaan.
برایشان خوشحال بودم اما در عین حال شنیدن حرفهایشان برایم سخت بود.
-
ترجمه های کمتر
- ملاحظه کردن
- نیوشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuunnella " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kuunnella" با ترجمه به فارسی
-
هلال
-
گوش دادن
-
دریا · سودا · مادیان
-
دریاوار
-
هلال
-
گامهای ماه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن