ترجمه "kuvaaja" به فارسی
توصیف گر, عکاس, فیلمبردار بهترین ترجمه های "kuvaaja" به فارسی هستند.
kuvaaja
noun
دستور زبان
-
توصیف گر
noun -
عکاس
nounSe tuntee paljon kuvaajia ja tuottajia.
آره ، اون خيلي از عکاس ها و تهيه کننده ها رو ميشناسه...
-
فیلمبردار
شخصی که به کمک دوربین فیلم میگیرد
Professori palkkaa herkkäuskoisen paikallisen kuvaajan tekemään itsestään kuuluisan.
، پروفسور یه فیلمبردار ساده لوح محلی رو کرایه کرده. تا به شهرت برسه
-
ترجمه های کمتر
- مدیر فیلمبرداری
- واصف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuvaaja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن