ترجمه "kuva-" به فارسی

تصویری, مصور, واقعی بهترین ترجمه های "kuva-" به فارسی هستند.

kuva-
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصویری

    adjective

    Sen sijaan he maalaavat optimistisen kuvan siitä, että poliittiset ryhmät saisivat lopulta aikaan rauhan ja turvallisuuden.

    ایشان در عوض برای مردم تصویری خوشبینانه از قدرت احزاب سیاسی در ایجاد صلح و امنیت ترسیم میکنند.

  • مصور

    adjective

    Kirjasessa on runsaasti valokuvia ja maalauksia – kaikkiaan yli 50 kuvaa.

    این بروشور با عکسها و نقاشیهای بسیاری مصور شده است—بیش از ۵۰ عکس و قطعهٔ هنری.

  • واقعی

    adjective

    Raamatussa kuvaillaan kerta kerran jälkeen tosi palvojien olevan onnellisia ihmisiä.

    کتاب مقدّس بارها پرستندگان واقعی خدا را مردمی شاد و خوشحال خوانده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kuva- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kuva-" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kuva-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه