ترجمه "kuva" به فارسی

تصویر, نگاره, عکس بهترین ترجمه های "kuva" به فارسی هستند.

kuva noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصویر

    noun

    Onko se tuore kuva?

    آیا این تصویر جدید است؟

  • نگاره

    noun
  • عکس

    noun

    Yritän ottaa siitä kuvan, jotta voin etsiä sitä Googlesta.

    دارم سعي ميکنم ازش عکس بندازم ، تا بتونم عکسشو با يه چيزي تو گوگل مقايسه کنم.

  • ترجمه های کمتر

    • قاب
    • تابلو
    • تصوير
    • تمثال
    • جدول
    • شخصی
    • شخصیت ها
    • صورت خیالی
    • پرده نقاشی
    • پیکر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kuva " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kuva" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kuva" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه