ترجمه "lapsenlikka" به فارسی

دایه, دختر پرستار, پرستار بهترین ترجمه های "lapsenlikka" به فارسی هستند.

lapsenlikka noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دایه

    noun
  • دختر پرستار

    noun
  • پرستار

    noun

    Olet hänen lapsenlikka sitten.

    بعدش ميتونه پرستار تو بشه

  • ترجمه های کمتر

    • پرستار بچه
    • پرورشگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lapsenlikka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "lapsenlikka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه