ترجمه "lastata" به فارسی
بار زدن, بار کردن, بارگیری کردن بهترین ترجمه های "lastata" به فارسی هستند.
lastata
verb
دستور زبان
-
بار زدن
verbVoin lastata tuplamäärän jäätä puolessa ajassa.
شرط میبندم که تو بار زدن یخ ها سرعتم از تو خیلی بیشتره
-
بار کردن
verb -
بارگیری کردن
verb -
تحمیل کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lastata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lastata" با ترجمه به فارسی
-
بار · بار کشتی · بارگیری · حمل · محموله دریایی
-
خلاص شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن