ترجمه "limonadi" به فارسی
̂lymvnad, جوش شیرین, سودا بهترین ترجمه های "limonadi" به فارسی هستند.
limonadi
noun
دستور زبان
-
̂lymvnad
noun -
جوش شیرین
noun -
سودا
nounJoku tulee sisään, istuu alas ja pyytää limonadin.
يکي مياد تو ، مي شينه رو چارپايه ، يه سودا مي خواد.
-
ترجمه های کمتر
- نوشابه گازدار
- کربنات سدیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limonadi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "limonadi"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن