ترجمه "limsa" به فارسی

جوش شیرین, سودا, کربنات سدیم بهترین ترجمه های "limsa" به فارسی هستند.

limsa noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوش شیرین

    noun
  • سودا

    noun

    Minulla saattaa olla limsaa.

    . فکر کنم يه مقدار سودا داشته باشم

  • کربنات سدیم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " limsa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "limsa"

اضافه کردن

ترجمه های "limsa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه