ترجمه "linkki" به فارسی
پیوند, حلقه, ارتباط بهترین ترجمه های "linkki" به فارسی هستند.
linkki
noun
دستور زبان
-
پیوند
nounTämä linkki osoittaa sovelluksen lopetustoimintoon, eikä se toimi upotetussa näyttimessä
این پیوند به کنش یک کاربرد خروج اشاره دارد ، که هنگام استفاده از مشاهدهگر نهفته کار نمیکند
-
حلقه
nounMinulla on neljä hoitamatonta linkkiä tässä operaatiossa.
من 4 حلقه اين عميليات رو از هم تفکيک ميکنم:
-
ارتباط
nounHiljattain olemme kuitenkin katkaisseet nuo linkit.
اما اخيراً ما اين ارتباط را از بين برده ايم.
-
ترجمه های کمتر
- رابط
- رابطه
- رابطه نامشروع
- لینک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " linkki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "linkki"
عباراتی شبیه به "linkki" با ترجمه به فارسی
-
پروتکل کنترل پیوند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن