ترجمه "linko" به فارسی

فلاخن, قلابسنگ, منجنیق بهترین ترجمه های "linko" به فارسی هستند.

linko noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاخن

    noun

    Tämä Daavidilla on ja on tärkeää ymmärtää, että linko ei ole ritsa.

    این جنگافزاری است که داوود دارد، و مهم است بدانیم که فلاخن، تیرکمان نیست.

  • قلابسنگ

    noun
  • منجنیق

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " linko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Linko
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاخن

    noun

    Linko esiintyy Raamatun ajan egyptiläisessä ja assyrialaisessa taiteessa.

    در آثار هنری مصریان و آشوریان باستان فلاخن دیده میشود.

عباراتی شبیه به "linko" با ترجمه به فارسی

  • در زندان نهادن
  • قصر متحرک هاول
  • لینکین پارک
  • dezh · دژ · رخ · قصر · قصر ییلاقی · قلعه · محبس · ندامتگاه · ندامتی · کوشک
اضافه کردن

ترجمه های "linko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه