ترجمه "maksa" به فارسی
جگر, کبد, کبد بهترین ترجمه های "maksa" به فارسی هستند.
maksa
noun
verb
دستور زبان
-
جگر
nounHän tappaa maksansa syömällä.
جگر اون داره به تدریج کاسته شده و از بین میره.
-
کبد
nounKysy, oliko maksa musta jo silloin, kun hän poisti sen.
ازش بپرس ببین کبد رو وقتی دراورده سیاه بوده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maksa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Maksa
-
کبد
nounاز غدههای بدن است که در فعالیتهای سوختوساز بدن مانند گوارش نقش دارد
Se on vain pino soluja. Maksa voidaan ymmärtää.
فقط یک مشت سلول است. شما کبد خود را درک میکنید.
تصاویر با "maksa"
عباراتی شبیه به "maksa" با ترجمه به فارسی
-
جگر
-
دیه دادن
-
ایستادن · تاوان دادن · جبران کردن · خریدن · پا زدن · پایکوبی کردن · پرداختن · پرداختن مخارج · پس دادن
-
جگری · جگری رنگ · کبدی
-
نارسایی کبد
-
تلافی کردن · مسترد کردن
-
هزینه اش چقدر است
-
قبلا پرداختن · پیش دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن