ترجمه "maksaa" به فارسی
پرداختن, ایستادن, تاوان دادن بهترین ترجمه های "maksaa" به فارسی هستند.
maksaa
verb
noun
دستور زبان
-
پرداختن
verbOlisimme voineet maksaa Brucelle.
ميتونستيم از اون پول براي پرداختن به بروس استفاده کنيم.
-
ایستادن
verb -
تاوان دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- جبران کردن
- خریدن
- پا زدن
- پایکوبی کردن
- پرداختن مخارج
- پس دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maksaa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "maksaa"
عباراتی شبیه به "maksaa" با ترجمه به فارسی
-
جگر · کبد
-
جگر
-
دیه دادن
-
جگری · جگری رنگ · کبدی
-
نارسایی کبد
-
تلافی کردن · مسترد کردن
-
کبد
-
هزینه اش چقدر است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن