ترجمه "masu" به فارسی

شکم, معده, ناحیه حاصلخیز بهترین ترجمه های "masu" به فارسی هستند.

masu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکم

    noun

    Te siis tulitte äitienne masusta?

    پس شما همتون از شکم ماماناتون اومديد ؟

  • معده

    noun
  • ناحیه حاصلخیز

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " masu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "masu" با ترجمه به فارسی

  • بنگاه · شرکت · شکم گنده · معده
  • کوره بلند
  • کوره بلند · کوره ذوب آهن
اضافه کردن

ترجمه های "masu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه