ترجمه "matkalla" به فارسی
تو راه, در راه بهترین ترجمه های "matkalla" به فارسی هستند.
matkalla
noun
-
تو راه
adverbFrankfortin poliisit ovat matkalla Arnettin kotiin hakemaan häntä kuulusteltavaksi.
پليسِ " فرانکفورت " تو راهِ خونه ي " آرنت " هست تا براي سوال بيارنش.
-
در راه
adverbSpitaaliset noudattivat hänen ohjettaan, ja matkalla he alkoivat nähdä ja tuntea terveytensä palautuvan.
آنها به دستور عیسی عمل کرده، و همچنان که میرفتند، در راه متوجه شدند که سلامتیشان بدیشان بازمیگردد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " matkalla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "matkalla" با ترجمه به فارسی
-
مقدر
-
تفرج · تفریح · سفر · سفر تفریحی · مسافت · مسافرت دور · گردش
-
تقلید کردن · کپی کردن
-
سفر کردن · مسافرت کردن
-
سفر تفریحی
-
تنه · صندوق
-
به سلامت · خدا به همراه · سفر بهخير
-
دو نیمهاستقامت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن