ترجمه "matkata" به فارسی
سفر کردن, مسافرت کردن بهترین ترجمه های "matkata" به فارسی هستند.
matkata
verb
دستور زبان
-
سفر کردن
verbPiti ehtiä kotiin ja kääriä Loisille paketti matkaa varten.
بايد ميرفتم خونه و بسته رو براي لويس آماده مي کردم و اون رو روانه سفر ميکردم
-
مسافرت کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " matkata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "matkata" با ترجمه به فارسی
-
مقدر
-
تفرج · تفریح · سفر · سفر تفریحی · مسافت · مسافرت دور · گردش
-
تو راه · در راه
-
تقلید کردن · کپی کردن
-
سفر تفریحی
-
تنه · صندوق
-
به سلامت · خدا به همراه · سفر بهخير
-
دو نیمهاستقامت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن