ترجمه "muisto-" به فارسی

یادبودی ترجمه "muisto-" به فارسی است.

muisto-
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • یادبودی

    adjective noun

    Mispassa saadun voiton jälkeen hän pystytti kiven sen muistoksi, miten Jehova oli auttanut kansaansa (1. Samuelin kirja 7:12).

    پس از پیروزی در نبرد مِصْفَه، او به جهت کمکهای یَهُوَه به قومش، سنگ یادبودی را در آنجا گذاشت. — ۱سموئیل ۷:۱۲.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muisto- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "muisto-" با ترجمه به فارسی

  • حافظه · خاطره · نیاکان گرایی · یاد · یادبود · یادگار · یادگاری
  • حافظه · خاطره · نیاکان گرایی · یاد · یادبود · یادگار · یادگاری
اضافه کردن

ترجمه های "muisto-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه