ترجمه "muistolaatta" به فارسی
صفحه کوچک, لوحه, نشان يادبودي بهترین ترجمه های "muistolaatta" به فارسی هستند.
muistolaatta
Noun
دستور زبان
-
صفحه کوچک
noun -
لوحه
noun -
نشان يادبودي
noun -
پلاک
nounSain muistolaatan, kun minusta tuli kuvernööri.
اونا برای یه پلاک درست کردن ، بعد از اینکه فرماندار شدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muistolaatta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن