ترجمه "munkki" به فارسی

راهب, درویش, دونات بهترین ترجمه های "munkki" به فارسی هستند.

munkki noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهب

    noun

    Henrik oli munkki, joka arvosteli rohkeasti kirkon turmeltuneita tapoja ja sen liturgian epäraamatullisia piirteitä.

    هنری که راهب بود بر ضد اعمال فاسد و مراسم دینی خلاف کتاب مقدّس سخن گفت.

  • درویش

    noun
  • دونات

    noun

    Kaksi kahvia, kaksi munkkia.

    دو تا مثل هميشه ، دو تا دونات شکلاتي

  • ترجمه های کمتر

    • رهبانی
    • مته کار
    • وزنه
    • پیراشکی
    • گدا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " munkki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Munkki

Munkki (uskonto)

+ اضافه کردن

"Munkki" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Munkki در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "munkki"

اضافه کردن

ترجمه های "munkki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه