ترجمه "mutta" به فارسی

اما, با این حال, ولی بهترین ترجمه های "mutta" به فارسی هستند.

mutta conjunction noun

[esittelee sanan tai lauseen, joka erottuu edeltävästä sanasta tai lauseesta tai on sen vastainen]

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اما

    conjunction

    Piano on kallis, mutta auto on kalliimpi.

    یک پیانو گران است، اما یک ماشین گرانتر است.

  • با این حال

    Jotkut ovat perheen palvontailtana valmistautuneet seurakunnan kokouksiin, mutta silloin voidaan tehdä paljon muutakin.

    برخی دروس جلسات جماعت را آماده میکنند. با این حال، پرستش خانوادگی نباید محدود به این مطالب شود.

  • ولی

    conjunction noun

    Kaikki hevoset ovat eläimiä, mutta kaikki eläimet eivät ole hevosia.

    همه اسب ها حیوان اند، ولی همه حیوانات اسب نیستند.

  • ترجمه های کمتر

    • مگر
    • گرچه
    • اگرچه
    • با اين حال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mutta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mutta" با ترجمه به فارسی

  • زمزمه · غرغر · من من
  • زمزمه کردن · زیر لب گفتن
  • مادر · مام · مامان
اضافه کردن

ترجمه های "mutta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه