ترجمه "operaatio" به فارسی

جراحی, عمل, عملیات بهترین ترجمه های "operaatio" به فارسی هستند.

operaatio noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • جراحی

    noun

    Kuten olet juuri nähnyt, operaatio onnistui, Mutta emättimen kudokset ovat vielä hyvin helliä ja voivat tarttua yhteen.

    همونطوری که الان دیدی ، جراحی موفقیت آمیز بوده... اما بافت های مهبل هنوز خیلی نازک هستن و ممکنه به هم بچسبن.

  • عمل

    noun

    Tutkija sanoo uhrille on tehty jonkinlainen operaatio.

    گروه پزشکي ميگه ، قرباني روش يه جور عمل جراحي صورت گرفته

  • عملیات

    noun

    Se on keskeyttänyt koko meidän operaation syystä, etten ole vapaa keskustelemaan kanssanne.

    این یک جورایی کل عملیات مارو مختل کرده و به دلایلی من نمیتونم باهات در موردش حرف بزنم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " operaatio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Operaatio
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عملیات

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Operaatio oli inhottava, mutta kannattava,

    این اشتباه بود ، یه عملیات اشتباه ، ولی جواب داد.

  • عملیات نظامی

تصاویر با "operaatio"

عباراتی شبیه به "operaatio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "operaatio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه