ترجمه "osa" به فارسی
بخش, جلد, توزیع بهترین ترجمه های "osa" به فارسی هستند.
osa
noun
دستور زبان
-
بخش
nounTämä välähdys Jehovan järjestön näkymättömästä osasta varmasti täyttää myös meidät kunnioittavalla pelolla ja innostaa meitä toimintaan.
به همین شکل، بررسی بخش نامرئی سازمان یَهُوَه ما را به حیرت و عمل وامیدارد.
-
جلد
nounRaamatun heprealaiset kirjoitukset julkaistiin englanniksi vähitellen viitenä osana vuodesta 1953 lähtien.
متون عبرانی کتاب مقدّس در پنج جلد به تدریج از سال ۱۹۵۳ به بعد منتشر شد.
-
توزیع
noun
-
ترجمه های کمتر
- تکه
- پاره
- پارهخط
- امانت پستی
- بخت
- بسته
- تقدیر
- جزء
- جلد بزرگ
- خوشبختی
- در صد
- رگه
- سرنوشت
- شخصی
- شخصیت ها
- عنصر
- فصل(كتاب)
- قسمت
- قطعه
- مؤلفه
- مجلد
- مولفه
- نصف
- نقطه
- نیم
- وظیفه
- کتاب قطور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " osa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "osa" با ترجمه به فارسی
-
گیوتین
-
تردد
-
دانشكده
-
بخشیدن · بهره مند ساختن · رساندن · سهم دادن
-
شرکت کردن · شریک
-
انگليسى نمیتونم حرف بزنم · انگلیسی بلد نیستم
-
مورد ثبت پیشآمد
-
بخش وب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن