ترجمه "osaava" به فارسی
استاد, خبره, زبر دست بهترین ترجمه های "osaava" به فارسی هستند.
osaava
adjective
دستور زبان
-
استاد
adjectiveOlisi luullut Oogwayn valitsevan edes jonkun kung-fua osaavan.
کاشکي يکي تون اين فکر رو مي کرديد که استاد اوگوئي حقيقتاً يه کسي رو انتخاب مي کرد که کونگ فو رو مي دونست
-
خبره
adjectiveEi ole väliä, olenko hyvä siinä. Tärkeätä on, että käteni osaavat sen.
اما می دونید، مهم نیست که چقدر تو اینکار خبره باشم. مهم اینه که دستانم می دونند چطور اینکارو بکنند.
-
زبر دست
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ماهر
- متخصص
- کارشناس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " osaava " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن