ترجمه "osasto" به فارسی
کوپه, جوخه, دسته بهترین ترجمه های "osasto" به فارسی هستند.
osasto
noun
دستور زبان
-
کوپه
noun -
جوخه
nounHuo An ja hänen puolustus Osastonsa on pidätetty kullan varastamisesta.
هو و محافظ جوخه برای قاچاق طلا همه تحت بازداشت هستین
-
دسته
nounHeitä kuvasivat muinaisen Israelin papit, jotka kuningas Daavid järjesti 24 osastoksi.
داود در زمان خود کاهنان اسرائیل را به ۲۴ دسته تقسیم بندی کرد. در واقع کاهنان اسرائیل باستان پیشنمایی از مسیحیان مسحشده بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " osasto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "osasto" با ترجمه به فارسی
-
بخش مراقبتهای ویژه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن