ترجمه "osata" به فارسی

توانستن, فهمیدن, قادر بودن بهترین ترجمه های "osata" به فارسی هستند.

osata verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • توانستن

    verb
  • فهمیدن

    verb

    Mistä se tiesi, että olit osa toista Massia?

    چجوری فهمیدن که شما جز تیم ماس دوم هستید

  • قادر بودن

    verb
  • tavânestan

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " osata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "osata" با ترجمه به فارسی

  • گیوتین
  • تردد
  • دانشكده
  • بخشیدن · بهره مند ساختن · رساندن · سهم دادن
  • osa
    امانت پستی · بخت · بخش · بسته · تقدیر · توزیع · تکه · جزء · جلد · جلد بزرگ · خوشبختی · در صد · رگه · سرنوشت · شخصی · شخصیت ها · عنصر · فصل(كتاب) · قسمت · قطعه · مؤلفه · مجلد · مولفه · نصف · نقطه · نیم · وظیفه · پاره · پارهخط · کتاب قطور
  • شرکت کردن · شریک
  • انگليسى نمیتونم حرف بزنم · انگلیسی بلد نیستم
  • مورد ثبت پیشآمد
اضافه کردن

ترجمه های "osata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه