ترجمه "osoite" به فارسی
آدرس, ادرس, عنوان بهترین ترجمه های "osoite" به فارسی هستند.
osoite
noun
دستور زبان
-
آدرس
nounJos puhuteltava osoittaa vastakaikua, hänen kanssaan voidaan ehkä vaihtaa yhteystietoja.
اگر گفتگویمان موفقیتآمیز بود، میتوانیم آدرس و مشخصاتمان را با او رد و بدل کنیم.
-
ادرس
nounOlen menossa hakemaan Benjaminia synttäreiltä ja hukkasin osoitteen.
من بايد ميرفتم دنبال بنجامين توي يه مهموني ولي ادرس رو گم کردم
-
عنوان
nounPaavalin tavoin vaimojen samoin kuin muidenkin seurakuntaan kuuluvien täytyy osoittaa uskollista alamaisuutta Jeesukselle.
همانند پولُس زنان و سایر اعضای جماعت مسیحی باید به عیسی به عنوان سَروَر وفادار باشند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " osoite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "osoite" با ترجمه به فارسی
-
آدرس منطقی بلوک
-
اعلام کردن · افرین گفتن · ندا دادن
-
آدرس اینترنتی
-
رد كردن
-
بازنویسی آدرس
-
آدرس · ابراز داشتن · اثبات كردن · اختصاص دادن · اشکار ساختن · اندوختن · تخصیص دادن · حاضر شدن · حاکی بودن · حضور یافتن · دلالت داشتن · شگون داشتن · قبلا اعلام کردن · نشان دادن · نشانه بودن · نقطه · نمایاندن
-
مامور بازنویسی آدرس
-
اشکار ساختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن