ترجمه "palatsi" به فارسی
کاخ, قصر, کوشک بهترین ترجمه های "palatsi" به فارسی هستند.
palatsi
noun
دستور زبان
-
کاخ
nounمحل زندگی شاه
Tämä paikka on palatsi verrattuna maakuoppaan, jossa asuin.
اينجا در مقايسه با سوراخي که توش زندگي مي کردم يه کاخ ـه
-
قصر
nounKäske kenraali Renauden ja hänen armeijansa palata linnaan.
به ژنرال رينود و افرادش دستور بدين که برگردن به قصر.
-
کوشک
noun
-
ترجمه های کمتر
- خانه مسکونی
- عمارت بزرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palatsi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "palatsi"
عباراتی شبیه به "palatsi" با ترجمه به فارسی
-
تکه · رگه · قالب · نقطه
-
کاخ باکینگهام
-
با آتش سوختن · خاکستر کردن · سوزاندن
-
کاخ باکینگهام
-
کاخ الیزه
-
کات اوت
-
زنده کردن
-
قصر توپقاپی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن