ترجمه "palapeli" به فارسی
درهم آمیختگی, لغز, مرصع بهترین ترجمه های "palapeli" به فارسی هستند.
palapeli
noun
دستور زبان
-
درهم آمیختگی
noun -
لغز
noun -
مرصع
noun
-
ترجمه های کمتر
- معما
- پازل
- چیستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palapeli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Palapeli
-
جورچین
LN: Ja hän yritti koota ne kuin palapelin palaset.
لطیف ناصر: و سعی کرد تا اونها رو مثل جورچین کنار هم بزاره.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن