ترجمه "palanut" به فارسی
بو داده, سوخته بهترین ترجمه های "palanut" به فارسی هستند.
palanut
adjective
verb
دستور زبان
-
بو داده
adjective -
سوخته
adjectiveSe tuo musteesta raudan esiin, kunhan paperi ei ole liian pahoin palanut.
به خاطر همين آهن از جوهر آزاد شده اما سوخته نشده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palanut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن