ترجمه "paljasjalkainen" به فارسی
پابرهنه ترجمه "paljasjalkainen" به فارسی است.
paljasjalkainen
adjective
دستور زبان
-
پابرهنه
adverbNapsu, sitä on vaikeaa kuvitella mutta olin kerran paljasjalkainen päivettynyt poika.
گازگازو ، شايد تصورش برات سخت باشه ، اما... اما من زماني پسري پابرهنه با صورتي زرد رنگ بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paljasjalkainen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن