ترجمه "paljastaa" به فارسی

فاش کردن, نقاب برداشتن از, آشکار کردن بهترین ترجمه های "paljastaa" به فارسی هستند.

paljastaa verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاش کردن

    verb

    Hän paljasti, että huumekauppiaat omistivat kuusi maan jalkapallojoukkuetta.

    اون فاش کرد که شيش تا از نه تيم فوتبال کشور براي قاچاقچيان مواد مخدر بودن.

  • نقاب برداشتن از

    verb
  • آشکار کردن

    verb

    Jos tukee, niin milloin Jumala ensi kerran paljasti sen ihmisille?

    و اگر چنین است چه وقت برای نخستین بار این واقعیت را بر انسان آشکار کرد؟

  • ترجمه های کمتر

    • آگهی کردن
    • اخراج شدن
    • استنباط کردن
    • اشکار کردن
    • برهنه کردن
    • بروز دادن
    • بیرون کشیدن
    • تبلیغات کردن
    • خاموش کردن
    • رفتن
    • ظاهری دانستن
    • لو دادن
    • معلوم کردن
    • مکشوف ساختن
    • کشتن
    • کشف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paljastaa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "paljastaa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paljastaa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه