ترجمه "palvelijatar" به فارسی

خدمتگزار, دختر, مستخدمه بهترین ترجمه های "palvelijatar" به فارسی هستند.

palvelijatar noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خدمتگزار

    noun
  • دختر

    noun
  • مستخدمه

    noun
  • کنیز

    noun

    Tytöstä tuli Syyrian armeijan spitaalisen päällikön, Naamanin, vaimon palvelijatar.

    او کنیز همسر مردی بَرَصی (جذامی) به نام نُعمان شد که سردار لشکر اَرام بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palvelijatar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "palvelijatar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه