ترجمه "palvelin" به فارسی

کارگزار, سرور, برآورنده بهترین ترجمه های "palvelin" به فارسی هستند.

palvelin noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارگزار

  • سرور

    noun

    Äitini palveli lady Dustinia monta vuotta, herrani.

    مادرم سالهاي سال براي بانو " داستين " خدمت کرده بود ، سرور من.

  • برآورنده

    noun
  • گارسون

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palvelin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Palvelin
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرور

    noun

    Palvelin on kohta toiminnassa.

    سرور ها تقريبا آنلاين هستن

عباراتی شبیه به "palvelin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "palvelin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه