ترجمه "passi" به فارسی

گذرنامه, پاسپورت, گذرنامه بهترین ترجمه های "passi" به فارسی هستند.

passi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گذرنامه

    noun

    Voit joutua sotaoikeuteen, jos menet kaupungille ilman passia.

    مي تونن به جرم بدون گذرنامه رفتن به شهر دادگاه نظاميت کنن.

  • پاسپورت

    noun

    Sinun on hankittava minulle passi ja saatava minut Amerikkaan.

    بايد برام يه پاسپورت بگيري و منو بفرستي به آمريکا.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " passi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Passi
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گذرنامه

    noun

    Passista ja pikaveneestä olisi kyllä apua.

    ميتونم از گذرنامه استفاده کنم و با قايق سريع السير برم

تصاویر با "passi"

عباراتی شبیه به "passi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "passi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه