ترجمه "pasta" به فارسی

پاستا ترجمه "pasta" به فارسی است.

pasta noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاستا

    noun

    vedestä ja vehnäjauhoista valmistettu italialainen ruoka

    Liha ja pasta ovat tiukassa.

    گوشت و پاستا که به سختي گير مياد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pasta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pasta" با ترجمه به فارسی

  • pas
    حق تقدم
  • گذرنامه
  • لطفاً · چرا
  • گذرنامه بیومتریک
  • بی ترتیبی · غلط دستوری · لغزش
  • پاشا
  • پاسپورت · گذرنامه
  • پاسپورت · گذرنامه
اضافه کردن

ترجمه های "pasta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه